پشتیبانی

متـــن، عکـــس و اشـــعار عاشـــقانه

این دفعه نه شعری دارم.. نه فاز غم..


(((حرفای ناگفته...)))


خیلیا نتونستن.. یا نخواستن به زبون بیارن..



بعضیا سکوت کردن...


نه اینکه حرفی نداشتن..


بلکه حرمت هارو نخواستن بشکنن



دل بازیچه نیس.. کوچک و بزرگ نمیشناسه


دختر و پسر هم فرقی نداره



آهای


اونایی که اشک دیگرانو در میارین..


به وقتش باهاتون تسویه حساب میشه..



شکستن دل و غرور دیگران رو توی آلبوم زرنگیاتون نگذارین


اون از خودش گذشته که بهت دلبسته...



تاريخ : دوشنبه 2 بهمن 1396 | 3:46 | نویسنده : Reza |


آی آدما گوش بکنین وصیت من


آی شمایی که میگیرین رو دوشتون جنازه ی من..


دستای منو از توی تابوت بیرون بذارین


تاکه بدونن چیزی از این دنیا نبردم خالین این دستای من..


توروخدا موهای منو شونه نکشید


تاکه بدونن دست نوازش میکشیدن رو سر من..


اگه کسی سراغمو ازتون گرفت


توروخدا نذارین بره اخه اونه قاتل من...




بقول یکی از بچها:


(عجب ای دل عاشق توهم حوصله داری)


(توی این سینه نشستی هزار گله داری)


(یه روز عاشق نوری یه روز عاشق سوت کوری)


(یه روز مثل حبابی یه روز سنگ صبوری)


(پراز اشک هراسی همیشه بی حواسی)


(پراز حرفی و خاموش یه قصه و فراموش)


(پراز راز نگفته یه کوله بار بر دوش)


(یه بی طاقت خسته به انتظار نشسته)


(یه روز رفیق راهی سفر پای پیاده)


(به اندازه عشقی پراز حرفای ساده)


(واسه روزای رفته سفر قصه ی خوبه)


(((چراغ راه قشنگی ، غروبه)))



یکی دیگه میگفت


...Singel for ever


خلاصه هرکسی یه چیزی میگفت...


خدایا من الان ارامشو توی نبودنم میبینم


یه جون بدهکارم هزار آرزو طلبکار...


طلبتو بگیر من دیگه کشش ندارم..




تاريخ : پنجشنبه 7 دی 1396 | 23:42 | نویسنده : Reza |

بگذر بهار ، حالم با تو خوب نمی شود


پاییز حال مرا خوب می شناسد...


روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت


زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت


چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم


آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت


روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود


مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت


او کسی بود که از غرق شدن می ترسید


عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت


هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد


واژه خسته ُکه یک روزو کبوتر شدو رفت